برايش ترجمه كرد. دانيل در ربع آخر سدهٴ دوازدهم، به انگلستان بازگشت و در آنجا برآمد. او رسالهاي در باب فلسفهٴ اخترشماري نوشت و آنرا به جان آكسفوردي تقديم كرد، كه از 1175 تا 1200، اسقف نورويچ بود. اين رساله در دو باب است كه بهترتيب از قسمت علوي و سفلي جهان بحث ميكند. در آن از مآخذ عربي و همچنين يوناني ياد شده و مزيت مآخذ عربي خاطرنشان گشته است. دانيل وابستگي زيادي به آدلارد باثي داشت. حال آن كه هنگام اقامت در پاريس، عميقاً تحت تأثير ويليام كونكزي قرار گرفته بود. مهمترين مراجع استناد او در ميان مسلمانان عبارت بود از فرغاني، ابومعشر و فارابي.
الكساندر نكام1
عالم دستورزبان و جامعالعلوم انگليسي كه در 1157، در سنت آلبانز واقع در هرتفردشاير2 زاده شد. (مادرش او و هنري اول آينده را با هم شير داد). در سنت آلبانز، و سپس، در مدرسهٴ پتي پون پاريس تحصيل كرد. در 1186، به انگلستان بازگشت، به سلك راهبان اوگوستيني درآمد، و در 1213، رهبان صومعهٴ سيرنسستر3 شد. در 1217، در كمپزي، وورسسترشاير درگذشت، و در وورسستر بهخاك سپرده شد. او دايرةالمعارف عامه فهمي4 دربارهٴ اطلاعات علمي نوشت و منتخب آن را بهنظم درآورد، و رسالهاي در باب دستورزبان نوشت. دايرةالمعارف او در پنج كتاب است، كه دو تاي آن در باب علوم اخلاقي، و سه تاي ديگر شامل شرحي بر آثار آباي كليساست.
او واژهنامهاي بهصورت كتاب درسي تهيه كرد كه از لحاظ مورخ صنعت داراي برخي فايدههاست.
هم واژهنامه و هم دايرةالمعارف در ميان آثار اروپايي شامل قديميترين اشاره به استفاده از عقربهٴ مغناطيسي در دريانوردي است. بايد توجه داشت كه الكساندر از قطبنما به صورت ابداع تازهاي سخن نميگويد. اشارهٴ قديميتر ولي مشكوكي بدان را ميتوان در منظومهٴ ويليام آپوليايي (حدود 1099)، يافت. اشارههاي ديگري از گويوي پرونسي و جيمز ويتري (نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم)، ممكن است به همان قدمت اظهارات الكساندر باشد.
دايرةالمعارف الكساندر تاريخ ندارد، ولي در پايان سدهٴ دوازدهم، معروف بود.
يكي از قديميترين گزارشهاي مربوط به افسانهٴ غاز وحشي5 (درخت غاز) در
دايرةالمعارف الكساندر ديده ميشود. اين داستان بسيار قديمي است و به زمان موكنهايها مربوط ميشود،